موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

انقلاب اسلامی در بهمن 1357

163 بازديد   
انقلاب اسلامی در بهمن 1357

 

پس از خروج شاه، امام مترصد بازگشت به ايران بودند. اين تصميم در چهارم بهمن ماه علني شد و ايشان اعلام كردند، كه ششم بهمن ماه در ايران خواهند بود. پخش شدن اين خبر، جوش و خروشي در ميان مردم افكند و تدارك وسيعي براي استقبال از ايشان شكل گرفت. گروههاي زيادي از شهرستانها عازم تهران شدند. بختيار كه در برابر اين خبر منفعل شده بود، چارهاي جز بستن فرودگاه مهرآباد نيافت. پيش از اين كاركنان هواپيمايي ملي ايران، يك فروند هواپيما را براي پرواز به سوي پاريس و بازگرداندن امام آماده كرده، نام آن را «پرواز انقلاب» نهاده بودند. با بسته شدن فرودگاهها و از كار انداختن پرواز انقلاب، بازگشت امام به تأخير افتاد. ايشان در پيامي به ملت ايران گفتند، چند روز ديگر به ايران آمده «و چون سربازي در كنار شما به مبارزه عليه استعمار و استبداد تا پيروزي نهايي ادامه [خواهم داد]».

 روز ششم بهمن مردم سراسر كشور منتظر ورود امام خميني بودند. آنها در ميدان آزادي و اطراف فرودگاه - براي ديدن امام - و بهشت زهرا - براي شنيدن سخنان امام - گردهم آمده بودند، اما با انتشار خبر بسته شدن فرودگاه مهرآباد توسط دولت شاپور بختيار، خشم مردم فزوني گرفت و بار ديگر تقابل نيروهاي مسلح و تودههاي مردم در شهرهاي گوناگون آغاز شد و آن چه به جا ماند، خون بر زمين ريخته تعدادي از شهروندان بود؛ خوني كه گريبان پيكر نيمهجان دولت شاهنشاهي را بيشتر فشرد. دولت بختيار، براي اين رويارويي اعلاميه داده، گفته بود، هر اجتماعي بايد با مجوز دولت برپا شود. اعتراضهاي مردمي در هفتم بهمن با زمينهاي كه 28 صفر، سالگرد رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبي(ع)، ايجاد كرده بود، در راهپيماييهاي بزرگ در بيشتر شهرها رخ نمود. همه صداها عليه بختيار و حاكميت نظام شاهنشاهي بود. تهران در هشتم بهمن چهره خونيني داشت. ميتوان گفت، پس از 17 شهريور، چنين قتلعامي در تهران صورت نگرفته بود. كانون حوادث، خيابانهاي اطراف دانشگاه تهران، ميدان آزادي و اطراف فرودگاه مهرآباد بود. آن چه شور تازهاي به مخالفتها داد، تحصن روحانيان در مسجد دانشگاه تهران بود. روحانيان سرشناس تهران در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند و اعلام كردند، تا آمدن امام خميني به وطن اين بَست سياسي را ادامه خواهند داد. حمايتهاي مردمي از اقدام روحانيان، خيابانهاي اطراف دانشگاه تهران را پر از جمعيت كرد. حمايتها از اين تحصن، نه تنها از پايتخت، بلكه از ديگر شهرها هم آغاز گرديد. سندها ميگويند كه تمرد نظاميان از يگانهاي تحت امر خود چنان گسترش يافت كه سران ارتش را به چارهجوييهاي تازهاي واداشت. آنان از يك طرف نگران گسترش تمردها و از سوي ديگر در انتظار درگيري نيروهاي موافق و مخالف از زيرمجموعه پيكر ارتش بودند. آنها به وضوع شنيدند، نظاميان در خيابانها چه شعاري ميدادند: ما پرسنل نظامي هستيم، ما منتظر خميني هستيم.

 روز هشتم بهمن دو سرتيپ و يك سرهنگ هوانيروز در اصفهان به صف تظاهركنندگان مردمي پيوستند و عليه شاه شعار دادند. اين حادثه بيسابقهاي بود. اين نظاميان بلندپايه خيلي زود دستگير و به تهران منتقل شدند.

 گسترش اعتراضها براي جلوگيري از ورود امام كار را به جايي رساند كه شاپور بختيار با شركت در مصاحبهاي مطبوعاتي گفت: «با صداي بلند اعلام ميكنم كه حضرت آيتالله هر وقت ميل داشته باشند ميتوانند به كشور بازگردند.» اين اظهارات، روز نهم بهمن بيان شد اما تأثيري در فروكش كردن مخالفتها نداشت. حدود 300 هزار تن در قم و حدود يك ميليون نفر در مشهد در همين روز راهپيمايي كردند.

 همچنان كه گفته شد، تحصن روحانيان تهران، الگوي تحصنهاي ديگر شد. حداقل در قم، مشهد و اصفهان چنين اعتراضي شكل گرفت؛ و اين محمل ديگري براي تجمعهاي مردمي در محلهاي تحصن بود. افزايش فشارها به جايي رسيد كه آيتالله دكتر محمد مفتح در آخرين ساعات روز دهم بهمن به عنوان عضو كميته مركزي استقبال از امام خميني، خبر خوش را به مردم داد. او به يكي از نشريهها گفت، طبق توافق به عمل آمده صبح روز پنجشنبه، ساعت 9 صبح 12 بهمن، هواپيماي حامل امام در فرودگاه مهرآباد به زمين خواهد نشست. دولت بختيار خيلي زود عقبنشيني كرده بود.

 ورود امام

روز يازدهم بهمن مردم هيجانزده بودند و هر چه به ساعات پاياني روز نزديك ميشدند، اين هيجان افزايش مييافت. امام در يازدهم بهمن در نامهاي از دولت و ملت فرانسه تشكر كردند و ميهماننوازي آنها را ستودند. ايشان همان روز در محله نوفل لوشاتو حاضر شده با ساكنان آن ديدار و گفتوگو كردند. اين ديدار خداحافظي بود.

 با اين كه دولت بختيار مجبور به پذيرش ورود امام به وطن شده بود، اما عقبنشيني خود را با رژه نظاميان در سطح شهر جبران كرد. نظاميان با ادوات نظامي روز يازدهم بهمن به خيابانهاي تهران آمدند و قدرتنمايي كردند. كاركنان اعتصابي و به انقلاب پيوسته راديو - تلويزيون ملي ايران در تدارك پخش مراسم ورود رهبر انقلاب بودند. اما پخش مراسم در نخستين دقايق آن قطع شد. هواداران سلطنت با قدرت نظاميان حاضر در تلويزيون، از پخش مستقيم مراسم جلوگيري كردند. امام در ميان امواج انساني از فرودگاه مهرآباد راهي بهشتزهرا شدند و سخنراني تاريخي خود را درباره تأسيس دولت و حكومت جديد ايراد كردند. شادماني مردم از ورود امام به ايران تا چند روز آينده در شهرهاي مختلف ادامه يافت.

 از روز سيزدهم بهمن و پس از استقرار امام در مدرسهاي در محلات جنوبي تهران، ديدار قشرهاي گوناگون با ايشان شروع شد و همزمان تقابلات پيدا و پنهان بختيار و سران نظامي با روند انقلاب ادامه يافت. مهمترين اقدام در جبهه انقلاب، تشكيل دولت موقت بود. از همان ابتدا گمانهزنيهاي مطبوعات روي مهندس بازرگان بود. مذاكره با سران ارتش نيز در دستور كار انقلابيون قرار داشت. امام صراحتاً به اين موضوع در سخنراني روز چهاردهم بهمن خود اشاره كردند؛ هر چند ارتش اين اقدام را تكذيب كرد.

 ژنرال هايزر روز چهاردهم بهمن با تعيين جانشيني براي خود، ايران را ترك كرد. او به اين نتيجه رسيده بود كه مثلث ربيعي، بدرهاي و توفانيان در غياب او توان انجام كودتا را دارند. امام روز پانزدهم بهمن حكم مهندس مهدي بازرگان را براي تأسيس دولت موقت صادر كردند. در واقع امام پيشنهاد شوراي انقلاب را براي تعيين بازرگان پذيرفته بودند. امام در حكم خود با تذكر اين نكته كه مهندس بازرگان بدون در نظر گرفتن روابط حزبي و همبستگي گروهي ميبايست به تشكيل كابينه خود اقدام كند، خواسته بودند مقدمات همهپرسي تغيير نظام حكومتي، تشكيل مجلس مؤسسان (خبرگان) براي تصويب قانون اساسي جديد و انتخابات مجلس را فراهم كند.

 اين حكم يك روز بعد در مراسمي كه تصاوير آن از شبكه انقلاب تلويزيون - نامي كه كاركنان اعتصابي تلويزيون به آن داده بودند - پخش ميشد، خوانده شد.

 ديدارهاي روزانه امام ادامه داشت. مهمتر از همه ديدار نيروهاي نظامي با امام بود. هر روز افرادي از نيروي هوايي و ديگر نيروها به محل اقامت امام ميآمدند. در چنين حال و هوايي بود كه استانفيلد ترنر رئيس سازمان سيا اعترافات تاريخي خود را ابراز كرد. او گفت، سازمان سيا از قدرت جنبش مخالف در ايران كه شاه را به يك تبعيد واقعي فرستاد، بيخبر بوده و دچار اشتباه شده است. ترنر گفت، هر دستگاه اطلاعاتي ديگري هم بود بيشتر از سازمان سيا نميتوانست عمل كند. جملات ترنر چنين پايان گرفت:

پيشبيني نكرده بوديم وجود مردي 78 ساله پس از 14 سال تبعيد توانسته سازماندهنده يك تشكيلات سياسي و گردآورنده نيروها باشد. او همچون آتشفشاني عظيم يك انقلاب ملي به راه انداخته است.

 با اعلام نخستوزيري مهندس مهدي بازرگان، دولت آمريكا خيلي زود واكنش نشان داد و از دولت بختيار حمايت كرد. سه ساعت پس از موضعگيري كاخ سفيد، رسانههاي آمريكا نوشتند، سران وزارت امور خارجه آمريكا عمر دولت بختيار را در چند روز آينده تمام شده ميدانند. اين موضوع جيمي كارتر را بسيار عصباني كرد.

تظاهرات تایید نخست وزیر منتخب امام 

روز هفدهم بهمن مردم به خواست امام در تظاهراتي كه نخستوزيري بازرگان را تأييد ميكرد، شركت كردند. دولت بختيار براي بيپاسخ نماندن اين كنش، اقدام به مانور هوايي كرد و تعدادي هليكوپتر و هواپيماي جنگي را در آسمان تهران پرواز داد. در همين روز او در مجلس شوراي ملي - چند صد متر آن طرفتر از محل استقرار امام - حاضر شد و لايحه انحلال ساواك را براي تصويب به مجلس داد. اين صحنهاي عوامفريبانه بود. بختيار چنين قصدي نداشت، چرا كه روز هجدهم بهمن با تأسيس حساب تازهاي براي ساواك نزد بانك سپه موافقت كرد.

 جامعه روحانيت مبارز تهران در دعوتي از مردم سراسر كشور خواست، روز نوزدهم بهمن در يك راهپيمايي بزرگ شركت كنند و از دولت مهندس مهدي بازرگان حمايت نمايند. اين چهارمين راهپيمايي بزرگ پس از تاسوعا، عاشورا و اربعين بود. برنامهريزي روحانيت تهران براي اين راهپيمايي مورد توجه دستگاههاي اطلاعاتي قرار گرفت و آن را در منتهاي طبقهبنديشده خود منعكس كردند. راهپيماييهاي نوزدهم بهمن در شهرهاي بزرگ ميليوني بود. برخي نشريهها نوشتند، امام آن روز در خانه تقريباً تنها بود. حتي پسر و نوههايش براي شركت در راهپيمايي به خيابانها رفته بودند. حضور نيروهاي نظامي در ميان صفوف راهپيمايان بسيار چشمگير بود.

 آن چه در اين روز براي تصميمسازان نيروهاي مسلح گران تمام شد، حضور نظاميان نيروي هوايي در برابر امام خميني بود. آنان با لباسهاي شخصي، خود را به مقر امام رساندند، در آنجا لباسهاي نظامي خود را پوشيدند و در برابر امام رژه رفتند. فرمانده اين گروه خواسته بود عكاسها از روبهرو از چهره نظاميان عكس نگيرند. عكس به همان شكل در روزنامهها چاپ شد. ارتش اصل موضوع را تكذيب كرد؛ حتي در بولتنهاي خود نيز بدان اشارهاي ننمود، اما حقيقت همان بود كه رخ داده بود. بعد از ظهر نيز گروهي از اعضاي هوانيروز اصفهان كه خود را به تهران رسانده بودند، با امام ديدار كردند و در همين روز يك هزار نفر از كادر پايگاه ششم نيروي هوايي بوشهر به نفع امام خميني در بوشهر تظاهرات كردند. ارتش عملاً شكاف برداشته بود. همه اين حوادث باعث نشد كه امام با برخي از اعضاي خانواده خود در ساعات پاياني شب به زيارت حضرت عبدالعظيم(ع) در شهر ري نرود. اين خبر در جرايدي كه بيستم بهمن منتشر شد، منعكس گرديد.

حوادث پادگان دوشان تپه

 جرقه واپسين حادثهاي كه نفسهاي به شماره افتاده پيكر نظام شاهنشاهي گرفت، در شب بيستم بهمن زده شد. پادگان دوشانتپه مكان اين حادثه بود. آن شب گروهي از افراد نيروي هوايي مستقر در پادگان براي ديدن فيلم ورود امام خميني به وطن در سالن ويژهاي گرد هم آمدند. برخي منابع نوشتهاند، توهين يك سلطنتطلب به امام در فيلمي كه پيش از آن (از تجمع طرفداران قانون اساسي در ورزشگاه امجديه تهران) پخش شد، خشم نظاميان طرفدار انقلاب را موجب گشت. اما بيشتر منابع از صلوات اعضاي نيروي هوايي به هنگام پخش تصوير امام خبر دادهاند. اين صداي روحاني، گارد شاهنشاهي مستقر در پادگان را برافروخته ميكند و به سالن نمايش هجوم ميآورند. تيراندازي شروع ميشود. مردم خيلي زود آگاه شده، خبر را در سراسر تهران پخش ميكنند. درگيريهاي مسلحانه گارد و نيروي هوايي، تا ساعاتي از صبح روز بيستويكم بهمن ادامه مييابد.

 از نخستين ساعات روز بيستويكم بهمن، تهران آبستن رخدادهاي ديگري است. آن روز صبح گارد بار ديگر يورش خود را به پادگان و اين بار از بيرون درها آغاز ميكند. درگيريها به شرق تهران سرايت ميكند و مردم همدست و همآوا با نيروي هوايي به مقابله برميخيزند. همزمان در غرب تهران و در پايگاه هوايي پادگان مهرآباد، صداي تيراندازي شنيده ميشود. لحظاتي بعد، 1500 تن از نظاميان اين نيرو به طرفداري از انقلاب از پادگان خارج شده، راهي خيابانها ميشوند. اسلحهخانه پادگان دوشانتپه كه با هماهنگي نظاميان مستقر در آن در اختيار مردم قرار گرفته بود، ورق روياروييها را برميگرداند. مردم و نيروي هوايي چنان مقاومتي نشان ميدهند كه به گارد شاهنشاهي دستور عقبنشيني ميدهند. خيابانها سنگربندي ميشود. سران ارتش چاره را در صدور اطلاعيه جديد فرمانداري نظامي تهران و حومه ميبينند. در اين اطلاعيه ساعات منع رفت و آمد از 16:30 تا 5 صبح روز بعد تعيين ميشود. همه چيز خبر از بوي كهنه كودتا ميدهد. اطلاعيه، ساعت دو بعد از ظهر از اخبار سراسري راديو پخش ميشود. امام بلافاصله پس از شنيدن خبر، پيامي به ملت ايران مينويسند و اقدام سران ارتش را خدعه و خلاف شرع ميخوانند. گروههايي با خودرو و بلندگو در خيابانها راه افتاده، پيام امام را به اطلاع اهالي تهران ميرسانند. هجوم به كلانتريها آغاز ميشود. مردم مسلح شده و افرادي از نيروي هوايي، تعدادي از كلانتريهاي تهران را تسليم ميكنند. تعدادي تانك كه از مناطق شرق تهران در خيابان تهراننو به حركت افتاده بودند، به آتش كشيده ميشود. بقيه تانكها عقبنشيني ميكنند. خواست امراي ارتش كودتا بود. اين را فرمانده پادگان گارد آهنين، رئيس ستاد پليس تهران و اعضاي ارشد گارد شاهنشاهي چند روز پس از پيروزي انقلاب اذعان كردند.

 فرمانداري نظامي تهران در اطلاعيههاي بعدي خود - شماره 41 و 42- بار ديگر ساعات منع رفت و آمد را كاهش ميدهد. اما اينها نيز مانند اطلاعيه شماره 40 تأثيري در حضور مردم در خيابانها ندارد.

پیروزی انقلاب

 تهران از شب 22 بهمن در اختيار مردم قرار گرفت. پيش از ظهر روز 22 بهمن ارتش چارهاي جز تشكيل جلسه نديد. شوراي عالي ارتش تشكيل جلسه داده، اعلام بيطرفي ميكند. همزمان با اين تصميم، بختيار ناپديد ميشود. ساختمان نخستوزيري به دست مردم ميافتد. خبر بيطرفي ارتش ساعت 2 بعد از ظهر از راديو به آگاهي مردم ميرسد. شادماني مردم آغاز گشته، خيابانها مملو از خودروهايي ميشود كه حامل اين شادي تاريخي هستند. امام دو پيام پياپي به مردم ميدهند: آمادگي خود را از دست ندهيد؛ به سفارتخانهها حمله نشود؛ از غارت، آتشسوزي و مجازات خودسر متهمان جلوگيري گردد؛ از، از بين بردن آثار علمي و فني، صنعتي و هنري و اتلاف اموال عمومي خودداري شود. انقلاب پيروز شده بود. 

هدایت الله بهبودی، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 31 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir